تبليغاتX
این است انسان
چقدر ندانستن ها و نفهمیدن ها که از دانستن ها و فهمیدن ها بهتر است!

بدبختی ما اینه که همیشه از اون طرفی که دوست داریم به قضایا نگاه می کنیم...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 0:29  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

پریروز: اهدای خون؛ اهدای زندگی

دیروز: اهدای خون سالم؛ اهدای زندگی

امروز: اهدای خون سالم و مستمر؛ اهدای زندگی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 22:42  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

صدای آژیر بدجوری اعصابش رو به هم ریخته. پسر بزرگش بالای سرش نشسته بود. هیچ وقت فکر نمی کرد توی آمبولانس، پشت چراغ قرمز، به علت سکتۀ قلبی بمیره. چه حالِ بدیست اینطور مردن.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 13:4  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

هیچ وقت دوست ندارم وقتی برام کامنت می ذارید براتون پیغام بیاد که نظر شما بعد از تأیید نویسنده نمایش داده خواهد شد.

مجبورم نکنید!!!

دوست ناشناسم؛ کارهایی بهتر از فحش دادن تو وبلاگ مردم وجود داره. می تونی بری پَت و مَت نگاه کنی. هر کاره دیگه مهمتر از این کار.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 1:13  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

دوست داشتم دیونه بشم تا دیگه کسی برای کارهام از من دلیل نخواد...

اما حالا که دیونه شدم، دیگه کسی برای کارهاش دلیلی به من نمی گه!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 22:44  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

عید سعید فطر مبارک
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 0:19  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

صدایی

گر

شنیدی

صحبتِ

سرما

و

دندان

بود

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 21:28  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

کی گفته؛ یک شب هزار شب نمیشه؟!

التماس دعا...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 22:51  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

اگر یادتان بود

و

باران گرفت

دعایی به حال بیابان کنید

؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 10:16  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

...اگر دانشجویی بخواهد دربارۀ بتهوون" که یک موسیقی دان آلمانی است و در خود اروپا همه سبک موزیک او را نمی پسندند-  مطالعه کند و بدین منظور از من راهنمایی بخواهد، با وجودی که آشنایی با او چندان لزومی ندارد و آثارش را کمتر کسی می پسندند و می فهمند و احساس می کنند معهذا-، حداقل سه کتاب مستقل بسیار عمیقِ زیبا و محققانه و بیش از صدها مقاله و کنفرانس و بحث و مصاحبۀ علمی و خواندنی وجود دارد.

اما دربارۀ علی یک کتاب که بتوان ادعا کرد که این بزرگمرد را لااقل برای دانشجویان و دانش آموزان و طبقۀ کتابخوان و روشنفکر به خوبی بشناساند یافت نمی شود. همه اش ستایش است و مدح و شعر؛ اما معلوم نیست که این کسی که این همه می ستاییم کیست و چه می گوید؟ این مردی که ایمان ملتی را در این قرنهای سخت و دشوار به خودش وقف کرده و ملت ما سالهای فراوان، محبت او را به قیمت زندانها و شکنجه ها در دل خود مشتعل نگهداشته و نسل به نسل به بهای جان خود به دست ما سپرده و مردی که این همه تجلیل می شود و این همه دلها برایش می تپد و این همه عشق ها نثارش می گردد کیست؟

نمی دانیم!! این، درد است؛ چه، قبل از هر شعر، هر ستایش و هر تجلیل از علی و حتی قبل از محبت علی، معرفت علی است که نیاز زمان ما و جامعۀ ما است؛ محبت بی معرفت ارزش ندارد، بت پرستی است؛ علی اللهی ها که بیشتر از همه او را بزرگ می شمارند و از او تجلیل می کنند و دوستش می دارند و حتی پیامبران را فرستادۀ او می دانند، چرا این همه احساستاشان و این ولایتشان یک پول نمی ارزد؟...

 از کتاب علی، نوشتۀ دکتر علی شریعتی

بی ربطِ مرتبط: امشب آن شبی است که، می توان سرنوشت را از سر نوشت.  

التماس دعا...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 20:59  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

ابر سفید!

تو دیگر چرا

تمام بارانت را به دریا هبه میکنی؟!

نشنیده ایی

کمی دورتر صحرا دارد از تشنگی می میرد؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 23:18  توسط ح.شرفی ( امید )  |