تبليغاتX
این است انسان
چقدر ندانستن ها و نفهمیدن ها که از دانستن ها و فهمیدن ها بهتر است!

در سال جدید، بازهم آنچه یافت می نشود آنم آرزوست...

 

عیدتان مبارک.

 

پی نوشت: این وبلاگ تا 15 فروردین 1387 به روز نمی شود.

 

توجه: این وبلاگ در حال بازسازی است و قسمت های مختلف آن در حال تکمیل شدن است.

 

***مراقب ریزش آوار باشید***

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 17:17  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

دنیای تصویر توقیف شد!

گویی وزارت فرهنگ و ارشاد شمشیرش را برای بریدن گلوی فرهنگ تیز کرده است. گویی آقایان فقط ارشادش را می پسندند. دیگر سینما را هم نمی خوانیم، خیال آقایان راحت. گویی اینجا نشریات برای توقیف شدن منتشر می شوند.

فردا چهارشنبه سوری است؛ تصمیم دارم آرشیو 7 ساله ی دنیای تصویرم را بسوزانم. 7 سالی که دنیا را از راه تصویر می شناختم. می دانم کسی از این کار ناراحت نمی شود، بجز خودم. می دانم کسی هم از این کار خوشحال نمی شود. و می دانم که منطقی ندارد این کارم به جز اثبات خریتم!

اصلاً چه اهمیتی دارد اگر نشریاتم را بسوزانم، اگر کتاب ها یم را بسوزانم، اگر سازم را بشکنم. و اگر همه این کار را بکنند. هیچ!

فرهنگ به چه کارمان می آید. هر وقت احساس کردم که دچار بحران فرهنگی شده ام، خودم را به وزارت محترم معرفی می کنم تا ارشادم کنند.

می گویند دنیای تصویر استفاده ابزاری کرده است از عکس بازیگران بدنام خارجی! یعنی عکس شان را چاپ کرده است.  گویی آقایان سریال های سیمای جمهوری اسلامی را نمی بینند و اگر می بینند دقتی به بازیگران آنها نداند.

تصمیم داشتم نام ببرم از پورنو استار هایی که تصاویرشان از سیمای آقایان پخش می شود. اما ترسیدم که متهم شوم به استفاده ابزاری از نام بازیگران بدنام خارجی!

بگذریم...

روضه خوانی ام را نگه می دارم برای توقیف سایر نشریات؛ اعتماد، کارگزاران، چلچراغ، فیلم، آئین، دنیای اقتصاد، سرمایه، شهروند امروز و حتی شاید اطلاعات!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 22:27  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

گزارشگر: از اینکه امروز برای اولین بار رأی میدید چه حسی دارید؟

گزارش شونده: هیچی!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 23:55  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

(1)

یک لحظه چراغ آرزوها پُف کن

قطع نظر از جمال هر یوسف کن

زین شهد یک انگشت بکام تو کشم

از لذت اگر مست نگردی تف کن

 

(2)

آلودۀ دنیا جگرش ریش تر است

آسوده تر است هرکه درویش تر است

هر خر که بر او زنگی و رنجیری هست

چون به نگری بار و برش بیشتر است

 

(3)

یارب تو زمانه را دلیلی بفرست

نمرود انرا پشّه چو پیلی بفرست

فرعون صفتان همه زبردست شدند

موسی و عصا و رود نیلی بفرست

 

(4)

گفتی که فلان ز یاد ما خاموش است

از بادۀ عشق دیگری مدهوش است

شرمت بادا هنوز خاکِ درِ تو

از گرمیِ خونِ دلِ من در جوشست

 

(5)

با علم اگر عمل برابر گردد

کام دو جهان تُرا میسر گردد

مغرور مشو بخود که خواندی ورقی

زان روز حذر کن که ورق برگردد

 

ابوسعید ابوالخیر

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 22:53  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

24 اسفند

مظلومانه اما با نشاط

به یاران خاتمی رأی دهیم

تا

بازی از پیش طراحی شده

برخی آقایان را

برهم بزنیم؛

در انتخابات شرکت کنیم

تا نشان دهیم

ایران را برای همه ایرانیان

می خواهیم؛

دست به دست هم و

همراهان سید خندان را بر می گزینیم

و در پی یافتن درمانی برای درد هایمان باشیم

تا نشان دهیم

کین درد مشترک هرگز جدا جدا، درمان نمی شود.

لیست ائتلاف اصلاح طلبان (یاران خاتمی) در شهر تهران را در ادامه مطلب ببینید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 21:56  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

بیچاره ملتی که سیاوش ندارد

خارم اگر از خاری خوارم تو مپنداری...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 23:56  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

بعضی وقت ها فکر می کنم چقدر خوشبختم من؛ یادِ متنی افتادم که به گمانم از محمد صالح علا بود. می گفت بالا می روم خوشبختم، پایین می آیم خوشبختم، خوشبختی مثل آدامش چسبیده به کتِ من (البته دقیقاً متن به خاطرم نمانده).

شاید برای شما سؤآل است که چطور یک آدم در این دنیای کثیف اینقدر احساس خوشبختی می کنه.

دیروز یک امانوئل از نزدیک دیدم؛ تا حالا یک امانوئل از نزدیک دیده ای؟ من که ندیده بودم.

دیروز با یک مرسدس E350 تصادف کردم؛ تا حالا چراغ عقب یک مرسدس E350 را خودت تنهاشکسته ای؟ من که نشکسته بودم.

دیروز به یک کولی که گدایی می کردم کمک نکردم، نفرینم کرد؛ تا حالا یک کولی نفرینت کرده است؟ من که تا حالا به این دلیل نفرین نشده بودم.

دیروز خیلی عجله داشتم و اتوبوس هم نمی آمدم، تاکسی در بست گرفتم؛ تا حالا تنها سوار یک تاکسی نشده بودم؛ شما شده بودید؟

دیروز یکی از دوستان از زندان آزاد شد؛ خیلی خوشحال شدم چون تا آنوقت یک زندانی سیاسی از نزدیک ندیده بودم. شما یک زندانی سیاسی از نزدیک دیده اید؟

دیروز موتور سواری کیف دستی مرا دزدید؛ خدای من دیدن یک دزد واقعی از نزدیک چه لذتی داشت.

دیروز با اطمینان جوابِ سؤالِ دوستی را دادم، هر بچۀ دو ساله ای می فهمید که اشتباه جواب دادم. خنده دیگران نشان داد که حسابی ...وز شدم. چقدر خوشحال بود، چون تا حالا اینقدر قشنگ ...وز نشده بود. شما تا حالا ...وز شدید؟

دیروز سوارِ سمند همکلاسیم شدم تا من را از وسط حیاط دانشکده تا درب خروجی برساند، من که تا حالا سوارِ یک سمند نشده بودم. شما تا حالا سوار یک سمند شده اید؟

این همه دلیل برای احساس خوشبختی کافی نیست؟!

تذکر؛ دیروز می تواند هر روزی باشد به جز امروز.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 23:58  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

سرویس غیر بهداشتی سمت راست!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 23:18  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

امشب نیز شب شهادت است؛ شب شهادت امام رضا (ع). این شب غم را تسلیت می گویم.

برای امشب نوشته ای گذاشته ام از " مجموعه آثار نخستین كنگره جهانى امام رضا علیه السلام، نوشته دكتر سید محمدباقر حجّتى." ادامه مطلب را هم ببینید. روی پست امشب و جملات ادامه مطلب کمی فکر کنید. شاید به دردتان بخورد. شاید بتوانند دردی را درمان کنند.

اگر یادتان بود مرا هم دعا کنید.

در تحف العقول آمده است كه امام رضا علیه السلام فرمود:

"الصَّمْتُ بابٌ مِنْ اَبْوابِ الْحِكْمَةِ"؛ سكوت، درى از درهاى حكمت و دانایى و صواب اندیشى است.

و نیز فرمود :

"اِنَ الصَّمْتَ یَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ وَ انَّهُ دَلیلٌ عَلى كُلِّ خَیْر؛ سكوت، جلب محبت مى‌كند و مى‌تواند براى دست یافتن به هر گونه خیر و سعادت، دلیل و رهنمون انسان باشد."

این سخنان سنجیده امام رضا علیه السلام یكى از نكات دقیق تربیتى و اخلاقى سازنده‌اى را گوشزد مى‌كند، چرا كه سخن گفتن گاهى ممكن است به صورت عامل و گذرگاهى براى نگونبختى ابدى و ورود انسان به آتش دوزخ در آید؛ همانگونه كه مى‌تواند عامل رهایى بخش آدمى از شقاوت و بدبختى باشد. اما باید یادآور شد كه اگر قلب آدمى زلال و پاكیزه باشد هیچ چیزى در آن صورت پاكیزه‌تر از زبان نیست؛ لكن اگر درون انسان، پلید و ناپاك باشد هیچ چیزى پلیدتر از زبان نخواهد بود.

لذا امام رضا علیه السلام سكوت را به عنوان حكمت و دانایى و فرزانگى برشمرده است. آن كسى كه به جا و به موقع، راه سكوت را در پیش مى‌گیرد، در واقع ابواب سعادت و نیكبختى را فراسوى خود مى‌گشاید.

سكوتِ به جا را مى‌توان راهى به سوى سلامت روانى و كمال اخلاقى و نیل به معارف و آگاهی‌ها دانست، به این معنى كه اگر فردى سكوت را در جاى خود بر سخن گفتن ترجیح دهد و در چنین مواردى بدان پاى‌بند باشد، در واقع قلب و درون خود را از شهوات و آفات روانى شستشو داده و براى نیل به هدفِ مطلوب، راه را در برابر خود همراه مى‌سازد.

سكوتى این چنین که از فراسَت و هوش و اندیشه و تفكر مایه مى‌گیرد نشانه قدرت و توانایى است و نباید آن را دلیل هیچ گونه ضعف و نارسایى تلقى كرد. بنابراین سكوتِ مذكور بیانگر حكمت و دانایى فرد است، به همین جهت، اگر كسى ـ منهاى حكمت و فرزانگى و دانایى ـ از قدرتِ در سخن آورى برخوردار باشد فرجام آن سقوط و بدبختى است.

مرد حكیم و دانا ساكت و آرام است، و باید گفت افراد ناآرام و پر چانه كه از عقل و فراست كافى تهى هستند با لافِ سخن، خویشتن را رسوا مى‌سازند، لذا شایسته است كه كمتر سخن گویند و سكوت خویش را فزاینده‌تر سازند كه:

تا ندارى مایه، از لافِ سخن خاموش باش                           خـنـده رسوا مى‌نماید پسته بى مغـز را

افراد خام و نارس كه از لحاظ علمى و اخلاقى و هوش و فراست دچار ضعف و نارسایى هستند، غالباً دچار افراط در سخن بوده، و قادر نیستند در جاى خود سكوت اختیار كنند:

این دیگ ز خامى است كه در جوش و خروش است                     چون پخته شد و لـذت دَمْ دید خموش است

نفس انسانى طبعاً به آزادى بى بند و بارى گرایش دارد؛ لذا به اندیشه و سكوت و آرامش رغبتى در خود احساس نمى‌كند. عاملى كه مى‌تواند سكوت به جا و سنجیده را در فرد بارور سازد ایمان به دین و قوانین دینى است.

فقط مردم با ایمان و راستینِ در تدین هستند كه با زیور سكوتِ به جا، خویشتن را مى‌آرایند و مى‌گویند: سخنى كه هیچ گونه بهره‌اى جز گناه و یا بدبختى را به ارمغان نمى‌آورد نباید بر زبان راند؛ بلكه باید از آن خوددارى كرد.

محیى الدین بن عربى مى‌گفت: اگر كسى خواهان آن است كه باطن و درونش سازندگى یابد و سخن آغاز كند، باید زبانى را كه در كامش قرار دارد به سكوت وا دارد، یعنى نیروى باطن و درون آدمى گویاتر و رساتر از نیروى زبان انسان است. علاوه بر این، زبان آدمى گاهى مى‌لغزد؛ اما باطن و درون انسان صادق است و هیچ غبارى از خلاف واقع چهره آن را نمى‌پوشاند.

همه انبیا و اولیا، به اتفاق، اعلام كرده بودند كه سكوت حكیمانه و بخردانه، سراپا خیر و سعادت است و یا به هرگونه خیر و سعادتى انسان را رهنمون است.

رسول اكرم صلى الله و آله و سلم فرمود:

"استعینوا على قضاء حوائجكم بالصّمت"؛ براى تأمین نیازها و تحقق آمالِ مشروعِ خویش از سكوت مدد گیرید.

یكى از بزرگان گفته است: سكوت را ـ همان گونه كه سخن گفتن را مى‌آموزى ـ بیاموز، اگر سخن گفتن موجب هدایت تو مى‌گردد سكوت از تو حمایت و نگاهبانى مى‌كند ... و عفت زبان عبارت از سكوت به جا و به مورد مى‌باشد.

سكوت به حق، یعنى راه نبرد و پیكار با غیبت و سخن چینى، و نوعى از ریاضت و تمرین روانى؛ چرا كه سكوت مورد نظر ما به معنى مخالفت با هواى نفس و پاسدارى از سلامت نفسانى است.

سكوت اندیشمندانه را باید راهى در سوى رسیدن به مقام قرب دانست؛ چون از طریق سكوت است كه نفس انسانى ادب‌پذیر مى‌گردد، و از انضباط برخوردار مى‌شود.

امام رضا علیه السلام مى‌فرمود:

 

در میان بنى اسرائیل هیچ كسى نمى‌توانست عنوان عابد را براى خود احراز كند مگر آن كه ده سال سكوت اختیار مى‌كرد، و آن گاه كه چنین مدتى را در سكوت به سر مى‌برد، عابد مى‌شد.

نقش سكوت به جا در سازندگى انسان از نظر علمى و اخلاقى بر هیچ كس خردمندى مخفى نیست. درباره سكوت و ارزش آن روایات و فراوانى جلب نظر مى‌كند و فرزانگان دین و دانش در اهمیت آن بسیار سخن گفته‌اند.

 

مرحوم محدث قمى اشعارى از امیرخسرو دهلوى را ضمن شرح حال امام رضا علیه السلام در كتاب خود یاد مى‌كند كه وى مى‌گفت:

سـخن گرچه هر لحظه دلكش‌تر است                       چـه بینى خـمـوشى از آن بهتر است

دَرِ فــتـنـه بستـن، دهان بستن است                        كه گیــتـى به نیـك و بد آبستن است

پــشیـمـان ز گفـتـار دیـدم بـسى                             پشـیـمان نـگشـت از خموشى كسى

شنـیـدن ز گـفتـن بـه ار دل نـهى                              كزیـن پـر شـود مـردم از وى تهى

صـدف زان سبب گشـت جوهرفروش                         كـه از پاى تـا سر همـه گشته هوش

همـه تن زبـان گـشـت شمشـیر تیز                          بـه خـون ریختـن زان كنـد رستخیز

و این مَثَل و سخن معروف است كه :

"ان كان الكلام من فضة فالسكوت من ذهب؛ اگر سخن به سان نقره [گرانقدر باشد] باید گفت سكوت و لب فرو بستن همچون زر از بها و ارزشى فزون‌تر برخوردار است.

 

سكوت و درنگ لطیف و خوش آیندِ امام رضا علیه السلام همزمان با سخن گفتنِ دیگران با او، و استماعِ جالبِ او به گفتار دیگران كه از درونى اندیشمند مایه مى‌گرفت یكى از ویژگی‌هاى شخصیت روانى آن حضرت بوده است كه درباره خصال این امام بزرگوار نوشته‌اند:

هرگز با سخن خویش بر كسى جفا نكرد، و تا سخن كسى به پایان نمى‌رسید لب به سخن نمى‌گشود، و كلام دیگران را قطع نمى‌كرد. (بلكه با سكوتى دلنشین به گفته‌هاى دیگران كه با وى سخن مى‌گفتند گوش فرا

مى‌داد، آن گاه پس از فراغ او از گفتار، سخن آغاز مى‌كرد.)

سكوت در منطق رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم نخستین گامى بود كه طالب علم و فردى كه مى‌خواهد بینشى نسبت به حقایق به هم رساند باید آن را در راه رسیدن به هدف بردارد، و این زیربناى مهم و استوار را در جهت سامان دادنِ شخصیّت روحى و اخلاقى خویش پى‌ریزى كرده و كاخ بلند بصیرت و معرفت را بر پایه آن بنا نماید.

رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم در پاسخ به سؤال مردى كه حضور او آمد و پرسید كه علم و دانش چیست فرمود:

سكوت.

عرض كرد: پس از سكوت چه كند؟

فرمود: باید براى شنیدن حقایق در خویشتن آمادگى ایجاد نماید.

عرض كرد: سپس چه راه و رسمى را در پیش گیرد؟

فرمود: شنیده‌هاى خود را نگاهبانى كند (تا مورد دستبرد نسیان و غفلت قرار نگیرد.)

عرض كرد: پس از حفظ و نگاهبانی؟

فرمود: بر طبق آن عمل كند.

به عرض رساند: از آن پس چه وظیفه‌اى متوجه او است؟

فرمود: به نشر و ترویج معلومات و معارف خود در این واپسین مرحله بپردازد. (و زبان به سخن گفتن درباره حقایق بگشاید.)

پیداست كه بر اساس این رهنمود جالب، باید سخن گفتن در پس سنگرى آغاز گردد كه پى و اساسِ آن سكوت مى‌باشد كه اِستماع و دریافت حقایق و حفظ و نگاهبانى و عمل به آنها بر چنین سكوتى مبتنى است. پس

همان گونه كه امام رضا علیه السلام فرموده است، سكوت را باید درى از درهاى حكمت و خیر و سعادت دانست.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 22:35  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

شب های تلخی است؛ شب های غم و اندوه.

تسلیت می گویم سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام و دومین جانشین آن وجود پاک، امام حسن مجتبی را.

ادامه مطلب را حتماً ببینید

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 0:34  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

و من اصدق من الله قيلا

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 0:29  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

الف: شما مسیر بعدیتون فردوسیه؟
ب: نه میرم راه آهن.

الف: پس منم میام راه آهن.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 22:32  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

به یک رانندۀ متأهل، با ماشین مدل بالا، آشنا به شهر، با کارت سوخت، نیازمندیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 23:58  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

سلام؛

قصد داشتم تا زمان انتخابات، یعنی 24 اسفند ماه، به پوشش اخبار انتخابات بپردازم. و تصمیم بر آن بود که اخبار را که به دلایلی کمتر در جامعه مطرح می شوند را نقل کنم.

برای این کار روزانه بیش از 300 صفحۀ خبری را در وب مطالعه می کردم، تا از بین آنها اخبار مهمی را که کمتر شنیده می شدند بیان کنم. منطقاً این کار وقت زیادی می طلبید به طوریکه روزانه حدود 3 ساعت زمان صرف جمع آوری اخبار می گشت.

اما به دلایلی تصمیم گرفتم که به این کار ادامه ندهم. دلیل اول اینکه، این کار مورد توجه قرار نگرفت و برای کسی جذاب نبود. و با توجه به ماهیت این وبلاگ (که هرچه هست، خبری نیست) کسی برای خواندن اخبار به اینجا نمی آمد.

دلیل دوم به بعد، بماند.

اما به عنوان یکی از آخرین پست های انتخاباتی دو عکس از نمایندگان مجلس گذاشته ام، که دیدنشان خالی از لطف نیست.

برای دیدن عکس ها ادامه مطلب را ببینید.

در آخر اینکه از فردا روند عادی وبلاگ را دوباره ادامه می دهم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 23:14  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

دیروز با 40 نفر از دوستان، رفتیم اردو. همیشه عکس های ابیانه را که می دیدم، تصور می کردم که حتماً باید یک سفر به آنجا بروم. دیروز فهمیدم که تصورم اشتباه نبود. روستایی کوچک که مدرنیته را پشت دیوارهای خود نگهداشته است و سنت را به زیباترین شکل حفظ کرده است.

پیرزنان لواشک فروش، در جای جای این روستا، با مهربانی خاصی ما را به خرید دعوت می کردند، با آن لباس های یک شکل و صورت های چروکیده و چشمان آبی رنگ مرا یاد صحنه های شبیه سازی انسان در فیلم های هالیوودی می انداختند. مشخص بود که نژادشان با غیر مخلوط نشده است.

دو امام زاده از برادران امام رضا، در گوشه ای برای خود بارگاهی داشتند. نقلی ترین حرم که تا بحال دیده ام، و شاید از خلوت ترین ها.

الاغ سواری را تجربه کردم. 2 دقیقه 500 تومان گرفت، پیرمرد مهربان. شاید اگر سوار سمند می شدم اینقدر هزینه نداشت. اما الاغ کجا و سمند کجا.

اگر از دیروز بخواهم بگویم، تا فردا حرف دارم. جای همه دوستان خالی بود.

"اخبار انتخابات (۶) را در ادامه مطلب بخوانید"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 23:46  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

لعنت بر دهانی که بی موقع بسته شود!

 

"اخبار انتخابات (۵) را در ادامه مطلب بخوانید"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 21:4  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

امشب سنتوری را دیدم؛

تنها یک نکته بگویم به تولید کننده های فیلم؛

... اما تو کوه درد باش، طاقت بیار و مرد باش.

چند خط زیر تیتراژِ پایانیِ این فیلم است. اگر کسی نداند که خواننده محسن چاووشی است و بازیگر بهرام رادان، محال است بفهمد که صداگذاری کرده اند.

من با زخم زبونات رفیقم

مرحم بذار با حرف هات رو زخم عمیقم

با تواَم که داری به گریه اَم می خندی

کاش می شد بیای و به من دل ببندی

تنها بودن، یه کابوسِ شومِ

عزیزم کارِ دل نباشی تمومِ

 

"اخبار انتخابات (۴) را در ادامه مطلب بخوانید"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 0:11  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

 سلام؛

امشب حرفِ خاصی برای گفتن ندارم، و فقط اخبار انتخابات(3) را در خدمتتون هستم.

"اخبار انتخابات (۳) را در ادامه مطلب بخوانید"

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 23:26  توسط ح.شرفی ( امید )  | 

به تعدادی خانم دانشجوی شهرستانی جهت ازدواج!!! نیازمندیم.

"اخبار انتخابات (2) را در ادامه مطلب بخوانید"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:22  توسط ح.شرفی ( امید )  |